آرامگاه کوروش، مقبره کوروش، قبر مادر سلیمان، مسجد مادر سلیمان، گور مادر سلیمان، مشهد مادر سلیمان، گور سلیمان، مشهد ام النبی، مشهد مرغاب و پاسارگاد یا پازارگاد همه اسامی هستند که برای محل دفن کوروش بزرگ در طی سالیانی دراز بکار رفتهاند. دشت مرغاب در ۱۳۰ کیلومتری شیراز و ؟ کیلومتری پرسپولیس به واقع محل دفن کوروش است و این باور به اثبات رسیده که پس از سقوط ساختگاه مادها به دست پادشاه قوم پارس در سال ۵۴۹ قبل از میلاد با کمترین تغییر حکومتی و کشوری مادها به کنار رفته و حکومت پارسیان به روی کار آمد. کوروش فاتح اکباتان، از سمت مادری نواده آستیاگ، آخرین پادشاه مادها و از جانب پدری نواده هخامنش اولین بنیانگذار فرمانروایی موروثی اقوام پارسیان بود. بدین صورت که کوروش سوم و پدرش داماد آستیاگ، کمبوجیه دوم بود، انتساب با خاندان دیااکو و کوروش را که بعدها به لقب کوروش بزرگ رسید که در نظر اقوام ماد نجات دهنده بود. (خاندان هخامنشیان از طایفهای از اقوام پارسه به نام پاسارگادیها در خاک عیلام با سایر طوایف در قستی از آنچه امروز به نام طوایف پارسی میدانیم سکونت داشتند)
دشت مرغاب دشتی حاصلخیز در پهنا و درازای بیست در پانزده کیلومتر که گمان بر آن میرود که حدود ۳۰ قرن پیش باغات مشجر سه کاخ شاهی را در برگرفته، کاخهایی که از آنها و شکوه پادشاهی دیگر چیزی جز یک برج و تکه سنگها، درگاههای سنگی و ستونهای سنگی چیزی برجا نمانده است.کاخ اختصاصی، کاخ بار عام کوروش و همینطور در منتهی الیه شمال دشت مرغاب حصاری عظیم از جنس سنگ به مانند دیواره غربی صفه پارسه (پرسپولیس یا تخت جمشید) به چشم میخورد. این دیوار به جا مانده باقیمانده پایههای قصر و صفهای بزرگ بوده که بنای کاخ یا پرستشگاهی بر روی آن مشرف به جلگه قرار داشته است که با آثار پلکانی در شرق به نام تخت سلیمان امروزه مشهور است.
در شمال غربی جلگه نیز دیواری مرتفع از جنس سنگ وجود دارد که به مانند کعبه زرتشت در نقش رستم است. بنایی مکعب شکل که اکنون تنها دیواره غربی آن برپاست و بقیه بنا به صورت سنگهایی در اطراف آن پراکنده شده است.
شوربختانه پس از حمله اسکندر مقدونی و غارت و از بین بردن تمام منابع نوشتاری آن زمان به درستی مشخص نیست که در زمان آبادانی این کاخها چه نام و چه استفادههایی از آنها میشده، پازارگاد، قبر مادر سلیمان و در نهایت مقبره کوروش نامهایی است که در گذشتهای دور تاکنون آنهم از گفتههای مورخین یونانی و بعضا از انتقال زبانی به زبان دیگر برای آرامگاه به جای مانده و بر سرزبانها افتاده است.
دشت مرغاب نیز برگرفته و وجه تسمیه از تصویر انسانی است بالدار شبیه مرغ که در یکی از قصرهای شرقی پاسارگاد در کنار رودخانه پیدا شده و طی سالیان سال مرغ آب نامی شد برای این دشت حاصلخیز و پهناور.
آنچه ما از نام آرامگاه کوروش میدانیم آن نامهایی است که توسط مورخین به ثبت رسیده است، نامهایی به مانند پارسه کرت، پارسه گرد که هر دو از کلمات کرت و گرد به معنای قلعه در زبان فارسی قدیم میآیند. یکی از مورخین بسیار قدیمی به نام آناکسمن که نام این مکان، آرامگاه و شاید شهر را پارسه گرد یعنی قلعه پارسه ذکر کرده است. برخی دیگر نیز اینگونه گفتهاند که پازارگاد در اصل پارس کاده یعنی جایگاه و شهر پارس بوده که بعدها توسط مورخان یونانی به پازارگاد تبدیل شده است. (پارسکاده، پارساکاده، پاسارکاده) هر آنچه است مورخان قدیمی به مانند هرودوت، بطلمیوس، اریان،استرابو و پلینیوس نام این مکان را پارس کده نگاشتهاند. برخی دیگر نیز بر این عقیده میباشند که پازارگاد در اصل پارس گاده بوده به معنای تخت پارس و به مرور زمان تبدیل به پاسارگاد کنونی شده است.
بعد از اسلام نیز مورخان و ساکنان روستاهای اطراف این مکان را با نام مشهد مادر سلیمان و مقبره را نیز مقبره مادر سلیمان نام نهادند! البته بی تردید نام سلیمان یکی از عوامل مهم در سالم نگه داشتن بنای مقبره کوروش از غارتگران، مهاجمان و متعصبان عرب بود. نام سلیمان از آنجا بر روی مکانهای این چنینی گذاشته میشد که مردمان و اعراب مهاجم به ایران پس از اسلام چنین بناهای بزرگ و عظیم سنگی را ساخته دست بشر نمیدانسته و با داستانها و روایات مختلف آنها را به نوعی به حضرت سلیمان نسبت میدادند.
آثار باستانی به جا مانده در محوطه پاسارگاد به سه دوره برمیگردد:
- دوره پیش از هخامنشیان که به عنوان آثار پیش از تاریخ میشناسیم. این آثار در شمال آرامگاه کوروش در صفه سنگی مشهور به تخت سلیمان یافت شده است، چند تکه سفال نقش دار و تکهای از یک مجسمه سنگی از دوره عیلامی
- آثار دوره هخامنشیان که شامل کاخهای پذیرایی، کاخ اختصاصی و کاخ شرقی با نقش برجسته انسان بالدار است که به همراه صفه مشهور تخت مادر سلیمان (تل تخت) به همراه آب نماهای کاخ شاهی، حوضچههای سنگی، ویرانه به جای مانده از برج سنگی، بنایی موسوم به زندان، دژ پاسارگاد، آتشکده پاسارگاد و آرامگاه کوروش را شامل میشود.
- آثار بعد از اسلام به مانند مسجد اتابکان، کتیبه و محراب کنده شده در اطاقک آرامگاه کوروش حجاری شده، بنای مدرسه یا کاروانسرا در صد متری شمالی آرامگاه کوروش و همینطور کتیبهای که در سال ۱۳۲۸ از زیر خاک کشف شد نیز شامل میشود.
در محوطه پاسارگاد عملیاتی به عنوان باستانشناسی صورت گرفته که بدین شرح است:
- جیمز موریه در سالهای ۱۸۰۸ و ۱۸۱۱ میلادی
- آندریاس و استولز در سال ۱۸۷۸ میلادی برای نخستین بار از محوطه پاسارگاد عکس برداری کردهاند
- مادام دیولافوآ و همسرش مارسل دیولافوآ طی سالهای ۱۸۸۱ و ۱۸۸۲ میلادی نقشهای از پاسارگاد تهیه میکنند و اشیا نفیسی هم پیدا کرده که شوربختانه یا خوشبختانه بسته به نگاهی که به آن کنیم به فرانسه و موزه لوور پاریس انتقال میدهند.
- ارنست هرتسفلد در سال ۱۹۰۵ میلادی و پس از آن در سال ۱۹۲۸ میلادی نیز دست به کاوش در این محوطه میزند.
- سراورال اشتاین در سال ۱۹۳۴ میلادی
- اشمیت در سال ۱۹۳۵ میلادی موفق به عکس برداری هوایی شده و از این طریق دیوار دژی چند ضلعی با برجهای آن را کشف میکند.
- علی سامی باستانشناس ایرانی در سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ کشفیات بسیاری را انجام میدهد.
- دیوید استروناخ نیز طی سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳ دست به کاوش زده و نتایج را در کتابی با نام پاسارگاد در سال ۱۹۸۷ منتشر میکند.
طرح بنای آرامگاه کوروش بسیار خاص بوده و تاکنون گمانهزنیهایی در مورد نوع پلن بنا شده که برخی از باستانشناسان آن را بین النهرینی و از نوع زیگورات دانشته و بعضی آن را طرحی عیلامی میپندارند. عدهای اتاقک با سطح شیبدار روی آن را سبک اوراتوری و صفه پلهدار آن را اثری بین النهرینی دانستهاند. اگر چه گروهی از باستانشناسان ایرانی نیز این طرح اجرا شده را صرفا یک طرح سنتی از ایران میدانند.
حال آنچه بیشتر مشخص و میتوان با قاطعیت بیشتری از آن سخن گفت این است که طرح آرامگاه از معماران ایونیهای و لیدیهای میباشد. (ایونیه کشوری قدیمی در ساحل غربی آسیای صغیر بوده که مابین خلیج ازمیر و مندلیا در قرن ششم قبل از میلاد قرار داشته است. لیدی یا لیدیه نیز سرزمینی باستانی در آسیای صغیر بوده که در کنار دریای اژه قرار داشته است) این آِرامگاه بنا به نظر مورخان زیر نظر خود کوروش و در زمان خودش ساخته شده است. (استروناخ مورخی است که تخمین زده آرامگاه پر ۵۴۰ یا ۵۳۰ قبل از میلاد ساخته شده است)
آرامگاه کوروش پیش از اسلام بنا نهاده شد و پس از مرگ وی حتی با وجود ساخته شدن پارسه (تخت جمشید) پاسارگاد هنوز هم مورد توجه پادشاهان هخامنشی بوده و مراسم تاجگذاری در آنجا انجام میشد. با وجودی که اطلاعات کمی از پاسارگاد در زمان حمله اسکندر به ایران در دسترس است، شوربختانه از دوره سلوکیان، پارتیان و ساسانیان از این شهر و آرامگاه کوروش اطلاعی نداریم. هرآنچه است میدانیم که پس از اسلام پاسارگاد را مقبره مادر سیمان نام نهادند و ابن بلخی از این مکان با نام مادر سلیمان نگاشته و حمدالله مستوفی نیز در سال ۷۴۰ هجری قمری همان مطالب ابن بلخی را ذکر کرده است. نخستین اروپایی نیز جوزفا باربارو ونیزی است که در شرحی از پارسه از این مکان چنین نگاشته که به مسافت دو روز از پارسه شهری است که گوری در آن است که گویند قبر مادر سلیمان است و بر فراز آن کلیسایی کوچک است که خطوط عربی بر آن کنده شده و ایرانیان آن را مادر سلیمان خوانند که رو به مشرق است.
در سال ۱۷۰۶ میلادی لوبرن با تعجب از نام مادر سلیمان اینگونه عنوان کرده که چگونه است که در تورات اثری از این موضوع نیست که سلیمان از این اراضی عبور کرده باشد، چه آن که مادرش در این جا بخاک رفته باشد. فرصت شیرازی نیز در سال ۱۳۱۰ هجری قمری با تردید از نام سلیمان در کتاب خود نگارش کرده است و سرانجام مسعود کیهان در سال ۱۳۱۰ هجری شمسی (۱۳۵۰ هجری قمری) عنوان کرده که نام مادر سلیمان جنبه تاریخی نداشته و این مکان ظاهرا مقبره کوروش میباشد و صرفا نام مادر سلیمان پس از اسلام به اشتباه برای این مقبره و این مکان عنوان شده است، همانگونه که نام سلیمان را ایرانیان به بسیاری از مکانهای دیگر نیز نسبت دادهاند.
به هر جهت نام مقبره سلیمان توانسته تا حد بسیاری این مقبره را از خرابکاری و دستبرد تا مدتها نجات دهد و مردم خطه فارس باورهای اعتقادی بسیاری را برای آن در نظر داشتهاند که تا حال حاضر نیز بعضا برای مردم منطقه جاری است. ( از طواف دامها تا علاج بیماری هاری)
آنچه به اثبات رسیده این اراضی و دشت با نام پاسارگاد و آرامگاه کوروش عجین شده و به واقع این مکان مقبره کوروش بوده است.
