بیابان لوت در بین استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد و خراسان جنوبی واقع شده است که از جهت وضع زمین شناختی آن، بر روی نقشهها به سه قسمت شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم شده است. تقسیم بندی بیابان لوت از مواردی است که توسط جغرافیدانان برای ارزیابی و تحقیقات همه جانبه بر روی آن تعیین و با مشخص کردن حدود آن انجام گرفته است.
تقسیم بندی بیابان لوت
بر اساس تقسیمبندی منطقهای بیابان لوت، لوت شمالی به شکل مثلثی در نظر گرفته شده است که شهرستان راور و روستای نایبند از یک طرف و روستای دهسلم، کوه سرخ، کوه پختو و عبدالهی از سمت دیگر حدود آن را مشخص کرده و در قاعده این مثلث رود شور، رود دایمی بیابان لوت آن را در بر گرفته است. در لوت شمالی عوارض زمین شناختی خاصی برای عبور و مرور کاروانیان در زمانهای قدیم و امروزه وجود نداشته و کاروانیان در گذشته از این قسمت بیابان به راحتی عبور میکردهاند.
از عوارض مهم بیابانی در لوت شمالی، علاوه بر رود شور و آتشفشانهای جوان لوت، میتوانیم به تپه بازالتی گندم بریان که حاصل فعالیت این آتش فشانها بوده و همینطور جنگلهای نبکا اشاره کنیم که هر کدام به نوعی خاص و منحصر بهفرد در کنار کوههای مرغاب کوه و پشه کلوت جزو دیدنی این قسمت از بیابان لوت میباشند را نام برد.
در جنوب لوت شمالی نیز مرغاب کوه، آتشفشانهای محمودی (درشمال) و کردوانی (درجنوب) به عنوان جوانترین آتشفشانهای خاموش ایران زیبایی دو چندانی را به دشت لوت دادهاند.
لوت مرکزی نیز تقریبا به شکل مثلثی ولی وارونه در انتهای قاعده مثلث شکل لوت شمالی واقع شده و دو ضلع محدود کننده آن را کلوتها با کوچهها و کریدورهای پیچ درپیچ خود و همینطور در سمت دیگر ریگ زار آن را فرا گرفته که هر کدام به نوعی در عبور برای کاروانیان در زمانهای قدیم مشکلات فراوانی را ایجاد میکرده است.
لوت جنوبی را دشتی هموار میدانیم که در حال حاضر به نام ریگ زنگی احمد یا بزرگ ریگ و یلان معروف است و از سمت جاده بم به زاهدان تا روستای کشیت و فهرج محدوده آن مشخص شده است.
کلا عبور از بیابان لوت در تمامی جهتها از نظر زمین شناختی قابل تردد است و تنها در چاله انتهایی رود شور، آن هم در فصل زمستان به دلیل باتلاقی شدن منطقه شما را برای عبور دچار مشکل میکند. این چالش تفاوت بزرگی است که بیابان لوت را با دشت کویر مرکزی با وجود باتلاقهای دایمی در دشت کویر جدا میکند.
اما با این وجود چرا بیابان لوت در ایام قدیم شناخته شده نبوده و مردم حاشیه لوت نیز به قلب آن وارد نمیشدند؟ از نکات مهم این مطلب، عدم وجود آب شرب و فقدان چراگاه و مرتع مناسب برای استر و شترهای کاروانیان بوده است. چرا که شتر به عنوان حیوانی بارکش و وسیله سفر برای کاروانیان با وجود مقاومت بدنی در مقابل کمبود آب، نیاز به علیقه و علوفه روزانه داشته که از این نظر در بیابان لوت، کاروانیان دچار مشکل میشدهاند و میبایست علاوه بر ذخیره آب شرب نسبت به حمل علوفه برای شترها نیز اقدام میکردند.
































