شهرسب یا شهر اسبی روستایی با پیشینهای از اسبهای گمشده در دل بیابان ابرکوه
در فاصلهای نه چندان دور از شهر ابرکوه در دل استان یزد، روستایی قرار دارد که با آرامشی مثال زدنی انگار با مردمانش در دل بیابان خفته است. شهرسب یا شهر اسبی نام روستایی است که نامش با اسب گره خورده و سرنوشتش با فراموشی و دور افتادگی! قلعه شهرسب یکی از بیش از پنجاه قلعهٔ بهجامانده در شهرستان ابرکوه است، سازهای عظیم که زمانی نبض یک روستای پررونق بود و امروز تنها دیوارهای خشتیاش، خاطرهٔ آن روزها را روایت میکنند.
چرا به آن «شهرسب یا شهر اسبی» میگویند؟
نام شهرسب دو روایت متفاوت دارد که هرکدام رنگ و بویی از تاریخ و افسانه را با هم در خود آمیخته است.
- روایت نخست به نام باستانی این آبادی برمیگردد. در ابرکوهِ کهن، دوازده روستای بزرگ وجود داشت که هر کدام به نام یکی از ماههای سال خورشیدی نامگذاری شده بودند؛ شهرسب در گذشته «شهر آذر» خوانده میشد، یکی از همان دوازده قریهٔ اصلی ابرکوه.
- روایت دوم هم که بیشتر نام امروزی را توضیح میدهد، ریشه در طایفهای به نام «هزار اسبان» دارد؛ نام یکی از بزرگان این طایفهٔ ایرانی، که هم در شاهنامه ذکر شده و هم بر گنبد عالی ابرکوه حک شده و انگار که به این منطقه داده شده است.
اما مردم محلی روستا، ورای این روایتهای تاریخی، باور دیگری دارند: به گفتهٔ آنها، این قلعه روزگاری اصطبل و محل پرورش اسبهای خانهٔ بزرگ روستا بوده و شاید همین باور عامیانه است که نام «شهر اسبی» را در ذهنها زنده نگه داشته است.
قلعه شهرسب یا شهر اسبی معماریای که سالها استوار مانده است
قلعهٔ شهرسب، که با نام ارگ شهرسب هم شناخته میشود، به دوران قاجار تعلق دارد و مساحتی حدود هفده هزار متر مربع را در بر میگیرد. مصالح ساخت آن، ترکیبی است از خشت خام، گل، سنگ، چوب و آجر پخته؛ همان مصالحی که قرنها معماری بیابانی ایران را شکل دادهاند.
کوچهها و خانههای درون قلعه بهشکل شطرنجی طراحی شدهاند و بیشتر خانهها در دو طرف کوچهها قرار گرفتهاند. جالب اینجاست که با وجود سالها بیتوجهی، بخش قابلتوجهی از بافت این قلعه هنوز سرپا مانده است (ویژگیای که آن را از بسیاری دیگر از قلعههای خشتی یزد که به کلی فرو ریختهاند، متمایز میکند). به همین دلیل، افراد محلی و بومی ابرکوه هم از آن با عنوان «ارگ دوم ایران» یاد میکنند.
روستای شهرسب یا شهر اسبی از رونق تا رهاشدگی
مثل بسیاری از روستاهای بیابانی ایران، شهرسب هم قربانی مهاجرت روستاییان شده است. جوانان روستا بهدلیل نبود رونق اقتصادی، یکی پس از دیگری این منطقه را ترک کردهاند و جمعیت روستا روزبهروز کاهش یافته است، روندی که اگر ادامه پیدا کند، در سالهای آینده روستا به کلی خالی از سکنه خواهد شد.
قلعه هم از این سرنوشت در امان نمانده، تاکنون هیچ عملیات مرمتی درست و اصولی با بودجه مشخص روی آن انجام نشده و با مرمت کمی که در ورودی آن تنها صورت گرفته میتوان گفت که شوربختانه به حال خود رها شده است. نکتهای که از یک زاویه غمانگیز است و از زاویهای دیگر، فرصت! چرا که این قلعه هیچ نگهبان یا محدودیت بازدیدی ندارد، هر بازدیدکنندهای میتواند در هر روز و هر ساعتی، بهصورت رایگان، از این بنای تاریخی دیدن کند و ویرانهای را ببیند که هنوز رمقی برای روایتگری در خود دارد.
طرحهایی برای بازگرداندن نفس به شهرسب
اخیراً مسئولان میراث فرهنگی ابرکوه، احیای این قلعه را بهعنوان یکی از اولویتهای منطقه مطرح کردهاند. به گفتهٔ بخشدار مرکزی ابرکوه، مرمت و بازسازی قلعهٔ شهرسب میتواند نقش مهمی در ایجاد اشتغال محلی و جذب گردشگر داخلی و خارجی داشته باشد.
در همین راستا، سایر قلعههای شهرستان مانند قلعهٔ فیروزآباد نیز عملیات مرمت اضطراری خود را با مشارکت نیروهای امانی میراث فرهنگی و دهیاریهای محلی آغاز کردهاند؛ نشانهای از توجه تدریجی به این گنجینههای خشتی که سالها در سایه و خفا از انظار مانده بود.
ابرکوه؛ شهری با بیش از چهارصد اثر تاریخی
قلعه شهرسب یا شهر اسبی تنها یکی از دهها قلعهٔ باستانی ابرکوه است. ابرکوه شهرستانی که در مسیر بزرگراه یزد به شیراز قرار دارد، بیش از چهارصد اثر تاریخی و طبیعی در دل خود جای داده و به همین دلیل در فهرست چهارده شهر نمونهٔ گردشگری ایران قرار گرفته است. قلعههای رباط، تیزک، احمدآباد، بابک، حسنخان، سردار و رئیسآباد در کنار شهرسب، تصویری از شبکهای گسترده از دژهای خشتی کویری میسازند که هر کدام داستانی برای گفتن دارند.
برای علاقهمندان به گردشگری تاریخی و کویرنوردی، شهرسب فرصتی کمنظیر است: بازدید از قلعهای که هنوز دست نخورده مانده، پیش از آنکه پروژههای مرمت چهرهٔ امروزیاش را برای همیشه تغییر دهند.































