ییلاق سوباتان؛ روستایی که هر سال کوچ میکند
در دل کوهستانهای تالش، در استان گیلان، جایی هست که زندگی در آن با تقویم فصلها اداره میشود، نه تقویم روزانه و معمولی ما در شهرها! سوباتان یکی از معدود سکونتگاههای ایران است که هر سال، با گرم شدن هوا، از دل جلگه بیرون میآید و در دامنههای مرتفع کوه شکل میگیرد، و با سرد شدن هوا، دوباره خالی میشود! سوباتان کجاست؟ چطور باید به آن رسید، چرا اینطور شکل گرفته، و در گذر سالها چه تغییراتی در آن صورت گرفته است؟
سوباتان کجاست؟
سوباتان در شمال غرب شهرستان تالش، در استان گیلان قرار دارد و از نظر تقسیمات کشوری، جزو بخش کرگانرود این شهرستان به حساب میآید +. فاصله آن تا شهر لیسار حدود ۲۰ تا ۲۲ کیلومتر و تا مرکز شهرستان تالش (هشتپر) حدود ۳۶ تا ۴۰ کیلومتر است. ارتفاع این ییلاق از سطح دریا نزدیک به ۲۰۰۰ متر برآورد شده که همین ارتفاع، هوای خنک و متفاوت آن نسبت به جلگه گیلان را توضیح میدهد.
از نظر همسایگی جغرافیایی، سوباتان از سمت شرق به جنگلهای انبوه تالش و لیسار محدود میشود، از غرب به ییلاقات اردبیل و دریاچه نئور میرسد، از شمال با ییلاق خطبهسرا و رودخانه پرآب لیسار همسایه است و از جنوب به ییلاق آسبومار و منطقه جوکندان راه دارد. همین موقعیت است که سوباتان را به دروازهای میان دو استان گیلان و اردبیل تبدیل کرده است؛ مسیری که از قدیم مورد استفاده عشایر و کوچنشینان منطقه بوده است.
درباره نام سوباتان چند روایت وجود دارد. نام تالشی این منطقه «سووتون» است؛ در زبان تالشی «سو» به معنای گلپر و «وتون» به معنای رویش و روییدن است، و چون در این ارتفاعات گلپر فراوان میروید، این نام برای منطقه انتخاب شده که به مرور به سوباتان تغییر شکل داده است. روایت دیگری نام سوباتان را به ریشهای ترکی نسبت میدهد و آن را به معنای محل فرو رفتن یا نشست آب میداند، به این دلیل که در این منطقه چالهها و گودالهای طبیعی برای جمع شدن آب باران و برف وجود دارد. هر دو روایت در یک نکته مشترکاند: نام این ییلاق، ریشه در طبیعتاش دارد.
چرا سوباتان یک «دهکده فصلی» است؟
سوباتان از آن دست جاهایی است که نمیشود آن را با معیارهای یک روستای معمولی توضیح داد. ساکنان اصلی سوباتان، در جلگه یا کوهپایه تالش خانهای دائمی دارند و از اواخر فروردینماه، به تدریج همراه دامها و وسایل زندگی خود به سمت این ارتفاعات کوچ میکنند. این کوچ فصلی که در گیلان به آن «ییلاقنشینی» میگویند، تا اواسط یا اواخر پاییز ادامه دارد؛ زمانی که سرما و اولین بارش برف، اهالی را دوباره به سمت پایین دست میراند.
نتیجه این سبک زندگی، روستایی است که نیمی از سال زنده و پر جنب و جوش است و نیمی دیگر خالی از سکنه و ساکت. کلبههای چوبی و سنگی با سقفهای شیبدار، در فصل کوچ به خانه، انبار، اقامتگاه و حتی مغازه تبدیل میشوند، و در فصل بدون سکنه نیز فقط منتظر بازگشت اهالی میماند. همین ویژگی باعث شده سوباتان، برخلاف بسیاری از مقاصد گردشگری تالش، هنوز چهرهای دست نخورده و غیر شهری داشته باشد، بدون دکل برق در بسیاری از نقاط، بدون آنتندهی پیوسته موبایل و بدون لولهکشی گاز، آب مصرفی ساکنان نیز مستقیم از چشمههای طبیعی منطقه تأمین میشود.
راه رسیدن به دهکده سوباتان
مسیر اصلی دسترسی به ییلاق سوباتان از شهر تالش (هشتپر) آغاز میشود. کسانی که از رشت یا دیگر شهرهای گیلان حرکت میکنند، ابتدا باید خود را به هشتپر برسانند؛ فاصله رشت تا هشتپر حدود صد کیلومتر جاده اصلی و آسفالته است.
از هشتپر به بعد، ماجرا فرق میکند. فاصله هشتپر تا روستای ییلاق سوباتان حدود ۴۰ کیلومتر است، اما این مسیر یک جاده کوهستانی، خاکی و ناهموار است، نه یک جاده معمولی. پیچهای تند، شیبهای پیاپی و نبود آسفالت یکدست در بسیاری از قسمتها باعث میشود طی این مسیر، بسته به شرایط جاده و فصل سال، حدود یک تا دو ساعت زمان ببرد.
چند نکته عملی برای کسانی که قصد سفر به سوباتان را دارند:
- خودروهای سواری معمولی برای این مسیر مناسب نیستند؛ وسایل نقلیه شاسی بلند، وانتهای سنگین مانند نیسان یا خودروهای آفرود، انتخاب امنتری هستند.
- برای کسانی که خودروی مناسب در اختیار ندارند، امکان کرایه خودرو از هشتپر یا لیسار برای رفت و برگشت به سوباتان وجود دارد که هم کم هزینهتر است و هم دردسر رانندگی در جاده کوهستانی را از بین میبرد.
- بهتر است سفر در ساعات روز انجام شود، چون جاده در شب و در شرایط مهآلود، دید بسیار کمی دارد.
- در فصل بارش، جاده لغزنده و گاهی گِلآلود میشود؛ آماده بودن برای تأخیر در مسیر، بخشی نرمال و عادی از سفر به سوباتان است.
بهترین بازه سفر به سوباتان از اواخر بهار تا اواخر تابستان است؛ زمانی که هم دسترسی جاده راحتتر است و هم روستا در اوج فعالیت فصلی خودش قرار دارد. فصل پاییز نیز برای کسانی که به دنبال مناظر رنگارنگ جنگل تالش هستند، جذاب است، اما باید برای هوای سردتر و احتمال بارش زود هنگام آن آماده بود.
بازار ییلاق سوباتان و کسب و کارهایی که دیگر نیستند!
یکی از جنبههای کمتر گفتهشده درباره سوباتان، بازار کوچک آن است؛ ردیفی از مغازههای چوبی و سنگی که در فصل ییلاق باز میشوند و نیازهای روزمره اهالی و مسافران را پاسخ میدهند. اما این بازار، امروز تصویر کوچک شدهای از آن چیزی است که در دهههای گذشته وجود داشت.
یکی از مشاغلی که در گذشته در چنین ییلاقاتی جایگاه مهمی داشت، پالاندوزی بود. پالان، وسیلهای چرمی و پارچهای بود که روی پشت اسب یا قاطر قرار میگرفت تا بار سنگین کوچ فصلی، از آذوقه گرفته تا وسایل خانه، بدون آسیب به حیوان جابهجا شود. در دورانی که تنها راه رساندن بار به ارتفاعات سوباتان، پشت دامهای باربر بود، پالاندوز فردی با رتبه بالای اجتماعی و شغلی حیاتی در چرخه زندگی روستا به شمار میرفت.
پالان دوز کسی که با ابزارهای سادهای مانند جوالدوز و سیخ، پالانهای نو میدوخت و پالانهای کهنه را تعمیر میکرد. با بازتر شدن نسبی جادههای کوهستانی و ورود وانت و خودروهای شاسی بلند به مسیر سوباتان، نیاز به جابهجایی بار با دام رفته رفته کم رنگ شد و به همراه آن، حرفه پالاندوزی هم از بازار سوباتان رخت بربست. اگرچه شوربختانه تنها پالان دوز مشهور سوباتان نیز دیگر در قید حیات نیست!
خیاطی سنتی هم سرنوشتی مشابه داشت، هرچند به شکلی متفاوت. در سوباتان، مانند بسیاری از روستاهای ییلاقی تالش، خیاط محلی نقشی فراتر از دوختن لباس داشت؛ او لباسهای بومی و محلی را میدوخت، لباسهایی که هم برای کار روزمره در مزرعه و دامداری کاربرد داشتند و هم برای مراسم و جشنهای محلی. این خیاطیها معمولاً با چرخ خیاطی ساده و پارچههای محلی کار میکردند، بدون الگوهای صنعتی و بدون تولید انبوه.
با تغییر سبک پوشش نسل جوانتر و در دسترستر شدن پوشاک آماده در شهرهای اطراف، تقاضا برای خیاطی سنتی محلی هم کاهش پیدا کرد. هنوز رد پای کمرنگی از این حرفه در بازار سوباتان دیده میشود، اما دیگر آن جایگاه پررونق گذشته را ندارد، چرا که آخرین خیاط سوباتان نیز دیگر در بین ما نیست و چند سالی است که دیگر دکان خیاطی سوباتان نیز بسته شده است.
در کنار این دو، مشاغلی مانند حلاجی (شادابیدن پشم و پنبه با دست یا کمان)، لحافدوزی سنتی و برخی صنایع دستی وابسته به دامداری کوچرو، در بسیاری از ییلاقات مشابه تالش رو به فراموشی رفتهاند؛ دلیل مشترک همه آنها یک چیز است: تغییر ابزار زندگی، از دام و دست به ماشین و جاده.
آنچه امروز جای این مشاغل قدیمی را گرفته، عمدتاً حول محور گردشگری و طبیعتگردی شکل گرفته است: اجاره اتاق یا کلبه به گردشگران، پذیرایی و کبابیهای محلی، فروش محصولات لبنی و دامی خانگی، و فروش سوغات و صنایعدستی باقیمانده مانند بافتنی و گلیم. همین چرخه اقتصادی تازه، دلیل اصلی است که سوباتان با وجود سختی مسیر، همچنان ساکنان خود را در فصل ییلاق به خود میکشد.
جاذبههای اطراف سوباتان
ییلاق سوباتان تنها یک روستا نیست، بلکه دروازهای برای دیدن چند جاذبه طبیعی و تاریخی اطراف خودش هم هست:
- صخره گنجنامه: تشکیلات صخرهای خاصی در نزدیکی سوباتان که به دلیل شکل و موقعیتش، یکی از نقاط دیدنی مسیر است.
- آبشار و روستای ماهار: در نزدیکی سوباتان قرار دارد و مسیر پیادهروی کوتاهی برای رسیدن به آن وجود دارد.
- بهشت گل: دشتی پوشیده از گلهای وحشی و شقایق که در بهار و اوایل تابستان، رنگ خاصی به منطقه میدهد.
- چمنزار بیدهدشت: یکی از مراتع سرسبز اطراف سوباتان که برای پیادهروی و اتراق کوتاه مناسب است.
- گورستانهای قدیمی: چند گورستان کهن در اطراف سوباتان وجود دارد که نشان از قدمت سکونت فصلی در این منطقه دارد.
- دریاچه نئور: با فاصلهای نسبتاً کوتاه از سوباتان، در مرز گیلان و اردبیل، یکی از مقاصد ترکیبی محبوب برای کسانی است که سفر خود را به دو منطقه تقسیم میکنند.
اقامت در ییلاق سوباتان
برای کسانی که قصد ماندن شب در سوباتان را دارند، دو گزینه اصلی وجود دارد: کمپزدن در فضای باز، که به دلیل هوای خنک کوهستانی نیاز به کیسهخواب و تجهیزات مناسب دارد، یا اقامت در خانههای محلی که برخی از اهالی روستا آنها را برای مسافران اجاره میدهند. این خانهها معمولاً امکانات سادهای دارند و دقیقاً همان حسی را منتقل میکنند که از یک دهکده فصلی و کوهستانی انتظار میرود؛ سادگی، سکوت و نزدیکی به طبیعت.
ییلاق سوباتان نمونهای زنده از سبک زندگی ییلاقنشینی در تالش است؛ روستایی که هر سال متولد میشود و هر سال به خواب میرود. مسیر دسترسی به آن آسان نیست، اما همین دشواری، بخشی از چیزی است که آن را دستنخورده نگه داشته. در پس چشماندازهای سرسبز و کلبههای چوبیاش، تاریخچهای از مشاغلی مثل پالاندوزی و خیاطی سنتی نهفته است؛ مشاغلی که با تغییر ابزار زندگی از بین رفتند، اما نشان میدهند ییلاق سوباتان همیشه هم یک مقصد گردشگری نبوده، بلکه زمانی یک اقتصاد کامل و خودکفا برای کوچنشینان تالش بوده است.




























